اخبار ایران و جهان

از صلح آذربایجان و ارمنستان تا خلع سلاح حزب‌الله | شتاب تحولات منطقه و آزمون تصمیم‌سازی در ایران

شتاب تحولات منطقه و آزمون تصمیم‌سازی در ایران

تصویر کلان

منطقه با موجی فشرده از تغییرات سیاسی، امنیتی و اقتصادی روبه‌روست؛ تحولاتی که پی‌درپی رخ می‌دهند و آرایش بازیگران را دگرگون می‌کنند. از توافق‌ها و ائتلاف‌های تازه تا شکاف‌های نو و رقابت بر سر مسیرهای تجاری و انرژی، نقشه نفوذ و منافع در حال بازتعریف است. در چنین فضایی، تعلل در تصمیم‌گیری می‌تواند هزینه‌زا باشد و هر حرکت به‌موقع، مزیت رقابتی بیافریند.

جایگاه ایالات متحده و نقش دیگر بازیگران

برداشت غالب این است که ایالات متحده همچنان در بسیاری از پرونده‌ها نقش‌آفرین و بعضاً «کارگردان» روندهاست؛ از ائتلاف‌های امنیتی تا سازوکارهای مالی و فناورانه. با این حال، وزن ابتکار عمل کشورهای منطقه نیز افزایش یافته و محورهای تازه‌ای با نقش‌آفرینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای دیگر شکل گرفته است. از میانجی‌گری‌های منطقه‌ای تا پروژه‌های اتصال و انرژی، بازی چندقطبی‌تر شده و فرصت‌ها و مخاطرات به‌طور همزمان گسترش یافته‌اند.

آزمون تصمیم‌سازی در ایران

سرعت عمل همراه با دقت راهبردی، عامل تمایزبخش جایگاه آینده ایران در منطقه و فراتر از آن خواهد بود. انتخاب میان ادامه رویکردهای گذشته یا انطباق فعال با واقعیت‌های جدید، صرفاً یک بحث نظری نیست؛ پیامدهای مستقیم بر تجارت خارجی، امنیت مرزی، سرمایه‌گذاری، جایگاه در زنجیره‌های تأمین و نفوذ نرم دارد. هرچه چرخه تصمیم‌سازی شفاف‌تر، هماهنگ‌تر و مبتنی بر ارزیابی هزینه-فایده باشد، احتمال کسب دستاوردهای پایدار بیشتر می‌شود.

حوزه‌های اولویت‌دار

  • دیپلماسی همسایگی: تعمیق روابط دوجانبه و چندجانبه برای کاهش ریسک‌های امنیتی و افزایش ظرفیت‌های تجاری و ترانزیتی.
  • اتصال و ترانزیت: تسریع در پروژه‌های کریدوری و زیرساخت‌های لجستیکی برای تبدیل موقعیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی پایدار.
  • انرژی و فناوری: تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی، جذب سرمایه و انتقال فناوری در زنجیره‌های ارزش انرژی‌های سنتی و نو.
  • همگرایی اقتصادی: همسوسازی مقررات، تسهیل پرداخت‌ها و کاهش هزینه مبادله برای فعالان بخش خصوصی.
  • اصلاحات پشتیبان داخل: بهبود محیط کسب‌وکار، ثبات قواعد و تقویت شفافیت برای افزایش تاب‌آوری و جذابیت اقتصاد.
  • مدیریت ریسک و تنش‌زدایی: طراحی مکانیسم‌های کاهش سوءتفاهم، کانال‌های ارتباطی امن و سناریونویسی برای موقعیت‌های بحرانی.

ریسک‌ها و پیامدها

  • تصمیمات دیرهنگام: از دست رفتن پنجره‌های فرصت در ائتلاف‌های اقتصادی و امنیتی.
  • شکاف نهادی: تداخل مأموریت‌ها و پیام‌رسانی نامنسجم که سیگنال‌های متعارض به شرکا ارسال می‌کند.
  • وابستگی تک‌مسیره: اتکای بیش از حد به یک محور یا مسیر که قدرت چانه‌زنی را کاهش می‌دهد.
  • محاسبه غلط هزینه-فایده: برآورد نادقیق از تبعات تحریم‌ها، ریسک‌های ژئوپلیتیک و هزینه‌های مبادله.

تحولات منطقه با شتابی کم‌سابقه در جریان است؛ برداشت‌ها از «کارگردانی» بیرونی هرچند قابل اعتناست، اما میدان بازی عملاً چندلایه و چندبازیگری شده است. برای ایران، مزیت آینده نه صرفاً در سرعت، که در سرعتِ سنجیده، تصمیم‌های هم‌افزا و اجرای منسجم رقم می‌خورد. هر گامی که امروز با بینش، هماهنگی و زمان‌بندی درست برداشته شود، فردا به سرمایه راهبردی کشور تبدیل خواهد شد.

روزنامه هم میهن نوشت: جهان هر روز سیمای تازه‌ای به خود می‌گیرد و موج تحولات، مرزها و جوامع را در می‌نوردد. جامعه ما نیز در میانه این تلاطم، با نیازی عمیق به تغییر روبه‌روست. دولتمردان این حقیقت را دریافته‌اند، اما هنوز در دوراهی ماندن در مسیر کهنه یا گشودن راهی تازه برای همگامی با جریان نوآوری و تحول ایستاده‌اند. امروز، صدای مردم پژواکی روشن و یک‌صدا دارد: تغییر. و واقعیت‌های میدانی و شواهد انکارناپذیر، بر ضرورت آغاز این فصل تازه، مُهر تأیید می‌زنند.

اما تصمیم‌گیرندگان همچنان مرددند. یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ. این روش و این رویکرد قابل استمرار نیست. انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای‌ عالی امنیت ملی، گشوده شدن در گفت‌وگوی ایران و FATF و مواضع نسبتاً فعال و روزآمد وزیر امورخارجه سیگنال‌هایی است که نشان می‌دهد تغییرات در رویکرد سیاست خارجی جدی گرفته شده است. اما برخی سیگنال‌هایی که این روزها از سوی کسانی که تاکنون بدون داشتن هیچ مسئولیت رسمی در تصمیم‌گیری همچنان مواضع رادیکال قبلی را تکرار می‌کنند، نشان می‌دهد که انگار قرار است راه تجربه‌شده تکرار شود.

سیاست ستیز با آمریکا و اروپا نیاز به تغییر دارد و معنای این تغییر هم وادادگی و تسلیم نیست؛ بلکه تبدیل رویکرد ستیز به رقابت است. می‌توان همچنان منتقد سیاست‌های آمریکا و اروپا بود و در قالب قواعد بین‌المللی از همه ظرفیت‌ها برای نقد این سیاست‌ها سود برد؛ اما درعین‌حال، رویکردی اتخاذ کرد که دیگر نیاز به این نباشد که همه گره‌های روابط با غرب را با لوله تفنگ یا شعارهای شاذ و تحریک و تهدید باز کرد. تا جایی با آمریکا به بن‌بست می‌خوریم، رادیکال‌های داخلی شعار بستن تنگه هرمز را مطرح می‌کنند. تا با یک طرح و برنامه‌ای دچار انفعال می‌شویم، تهدید به مقابله‌به‌مثل می‌کنیم. این سیاست تهدید و تقابل به پاشنه آشیل ما تبدیل شده است و همه روزنه‌های تغییر را بسته است.

اداره مملکت با این سیاست‌های متناقض عملاً به بن‌بست خورده است. فرصت فکر کردن و برنامه‌ریزی را از دولت گرفته است. ناترازی انرژی و آب حاصل فقدان فرصت در برنامه‌ریزی و فقدان فرصت برای فکر کردن و اصلاح مدیریت است. ناکارآمدی مدیریت حاصل فضای به‌شدت امنیتی است که محصول نگه داشتن دائمی کشور در فضای جنگ با همه است.

این دو موضوع اثر شگرف بر افزایش روند نارضایتی مردم داشته است؛ روندی که هر روز بر میزان آن افزوده می‌شود و قدرت و توان تاب‌آوری اجتماعی و سیاسی را کاهش می‌دهد. امروز مشکلات کشور به گره کوری تبدیل شده است که یک راه‌حل بیشتر ندارد و آن‌هم ضرورت اتخاذ و اجرای تصمیم‌های بزرگی است که نشان دهد ایران می‌خواهد و می‌تواند با انطباق خود با نیازهایش تغییرات را هضم و مسیر را برای دگرگونی باز کند. این کم‌هزینه‌ترین راه برای عبور از بحران است.

همه‌چیز به خودمان بستگی دارد، نه دیگران. دشمنان فقط قادرند از ضعف‌های ما علیه‌مان استفاده کنند. آنها خالق هیچ تهدیدی علیه ما نیستند. به جای نزاع با دیگران خود را اصلاح کنیم.

اشتراک گذاری