
محکومیت افرادی مانند بابک زنجانی به زندان یا محرومیت از فعالیت اقتصادی، عملاً سودی برای اقتصاد کشور ندارد. به همین دلیل، و شاید از سر ضرورت، در برخی موارد از پیگیری قضایی این افراد صرفنظر شده و حتی شرایط ادامه فعالیتشان فراهم آمده است.
اگر این رویکرد را تغییری اساسی از مقابله با سرمایهداری به سمت حمایت از سرمایهگذاری و پذیرش اصول اقتصاد بازار — شامل رقابت سالم، شفافیت، امنیت سرمایه و مالکیت، و حذف رانت از وام، ارز، انرژی، قیمتگذاری و مجوزهای خاص — بدانیم، میتوان آن را سیاستی درست ارزیابی کرد. در این صورت، امید میرود سرمایهداران مورد بحث در مسیر شفافیت و رقابت قرار گیرند و به تدریج به تقویت بخش خصوصی و اقتصاد تولیدمحور کمک کنند؛ هرچند پیش از آن باید ابهامات موجود برطرف و به پرسشهای اساسی پاسخ داده شود.
پرسش مهم این است که آیا این تغییر، نشانه درک تازهای از اهمیت اقتصاد بازار، سرمایه و تولید ثروت در ساختار قدرت است؟ آیا قدرت سیاسی اکنون بازتابدهنده منافع واقعی فعالان اقتصادی و طبقات اجتماعی شده یا همچنان در پی ساختن سرمایهداران وابسته به خود است؟
ورود هر سرمایهگذار به بازار فرصتی ارزشمند است، به شرط آنکه حمایت نهادهای قدرت بدون تبعیض، بدون رانت و با رعایت کامل قواعد اقتصاد بازار و شفافیت انجام شود.
ابهامات درباره بازگشت آقای زنجانی بسیار زیاد است. حضور پرحاشیه و ادعاهای تند او، پیش از پاسخ به این ابهامات، نهتنها کمکی به اقتصاد رکودی کشور نمیکند، بلکه میتواند سرمایهداران سالم و ملی را نیز نگران کند. مگر اینکه پشت پرده ماجرا، برنامه یا توافقی پنهان وجود داشته باشد.
شفافیت در این پرونده به حدی پایین است که حتی مناقشات عجیب با بانک مرکزی هم مطرح شده است. خوشحال میشویم اگر کسی از مجازات سنگین رهایی یابد، اما تجربه نشان داده اعدام یا حذف «سلطانها» هم دستاوردی برای مردم نداشته و حتی اوضاع را بدتر کرده است. آزادی چنین افرادی زمانی ارزشمند است که همراه با پذیرش رقابت، شفافیت، پاسخگویی و بیطرفی کامل حکومت در برابر همه شهروندان باشد. مردم به سرمایهدار ویژه و نمایشی نیازی ندارند؛ آنچه میخواهند، فرصت برابر و پاسخگویی واقعی است.
منبع: روزنامه اعتماد






